تبليغاتX
قهوه تلخ - پاییزی...
ادبی اجتماعی

گفتی غزل لبریز از غم دوست دارای

با من بگو پاییز را هم دوست داری؟!

چشم تو لبخندی زد و آری نگفتی

شاید جواب این است :کمتر دوست داری

یک آسمان ابرم بگو کافیست بانو؟

طوفان و یا باران نم نم دوست داری؟

با دست های مهربانت مشورت کن

بر زخمهای کهنه مرحم دوست داری؟

یک پنجره تا کوچه ی خوشبخت وا کن

آیا مرا این گونه در هم دوست داری؟

 این شعر رو خیلی وقت پیش گفتم ولی این روزا  بد جوری  دلم هواش رو کرده بود

گفتم شاید بد نباشه شما هم بخونیدش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 2:28  توسط پو یش  |