چراغ ها
شب ها
پنجره ها...
نبودنت را بگو
نبودنت را
به آواز حزین کدامین پرنده در بند
ترجمان کنم؟
اینک بگو
بگو
فقدان شادابی صدای لخت بازوانت را
به کدامین نگاه بکر
در هم آغوشی برگان صنوبر لبریز شوم؟
چراغ ها شاید
اما
پنجره را به دروغ راهی نیست
پنجره سرشار از صدای پای توست
پنجره پر از نگاه من است
و شب انتظار
تماشایی ست